تبليغاتX
... اندکی دیگر
روشن بینی حقیقی انسان همانند آفتاب است برای خاک"گرونتویگ"
 

اول از هر چیز عید سعید فطر و به همه ی دوستان تبریک میگم و امیدوارم نماز و روزه ی همه ی شما قبول درگاه حق واقع شده باشد و باز هم امیدوارم دیگر اینمقدارر تشتت بین علما در مورد اعلام رویت هلال ماه شوال رخ ندهد چرا که امروز برخی از مردم روزه دار به سبب اعلام عدم رویت هلال توسط آقای سیستانی امروز را هم روزه داری کردند یا اینکه عده ای هم به خارج از شهر رفتند تا مشکلی از نظر شرعی برای اونها ایجاد نشه.

هفته ی قبل هفته ی تقریبا پر کاری برای من بود. چرا که هم سر کار رفتم و عکسی رو هم که میبینید از محل کارم گرفتم و هم دو سه تا کار دیگه هم انجام دادم که یکی از اونا ثبت نام در یکی از کلاسهای انجمن حکمت و فلسفه بود(کلاس دین در محدوده ی عقل تنها رو نوشتم که کتابش و کانت نوشته و تدریسش به عهده ی خانم اعوانیه)،موسسه ی خیلی جالب و قشنگی بود، برای اولین دفعه بود که اونجا میرفتم از فضاش خیلی خوشم اومد یکی از اعضای انجمن هم کلی مارو نصیحت کرد که بابا این کلاس به دردت نمیخوره این کتاب در حد فوق لیسانسه و تو که لیسانس داری برات سنگینه.بنده خدا وقتی بهش گفتم که آخرین مقطع تحصیلیم پیش دانشگاهیه رنگش عوض شد و گفت ننویسی بهتره]خلاصه با کلی دنگ و فنگ فرم و پر کردم و به برنامه ریز موسسه دادم اونم گفت از 12 مهر بیا سر کلاس اگه چیزی فهمیدی پولیش و واریز کن.خلاصه اینکه اول رفتم انتشارات موسسه ولی این کتاب و گیر نیاوردم ،ناچار شدم برم میدون ولیعصر و این کتابه رو بخرم که الحق هم تاحالا هیچی ازش حالیم نشده.

اما حرکت دومی که تو هفته ی قبل اونو انجام دادم این بود که زدم کوبیدم غرب تهران ضلع جنوبی پل گیشا دانشگاه تربیت مدرس برای ثبت نام دوره های فراگیر.تا ته دانشگاه رفتم ولی خبری از دوره های فراگیر نبود حتی با گروه آموزشی هم صحبت کردم بهم گفت دم دره ،خلاصه اینکه این راه و دوباره برگشتم دیدم ببببببببله،یه کیوسک کوچولو رو گذاشتن برای مشاوره ی دوره ی فراگیر.رفتم داخل دیدم دو تا خانوم نشستن و یه مشاوره ای به ما دادن ماهم یک خریتی کردیم و ثبت نام کردیم اونم رشته ی علوم سیاسی، اما هنوز دودلم که برم با نه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 13:23  توسط محمد  | 
 

نمیدانم چه میخواهم خدایا

به دنبال چه میگردم شب و روز

چه میجوید نگاه خسته ی من

چرا افسرده است این قلب پر سوز

ز جمع آشنایان میگریزم

به کنجی میخزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگی ها

به بیمار دل خود میدهم گوش

گریزانم از این مردم که با من

به ظاهر یکدم و یک رنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت

به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم که تا شعرم شنیدند

به رویم چون گل خوشبو شکفتند

ولی آن دم که در خلوت نشستند

مرا دیوانه ای بد نام گفتند

دل من ای دل دیوانه ی من

که میسوزی از این بیگانگی ها

مکن دیگر زدست غیر فریاد

خدا را بس کن این دیوانگی ها

 

فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 21:28  توسط محمد  | 
 

شب قدر، شب درك رحمت الهي

روزها گذشتند و گذشتند تا رسیدند به لیلة قدر، شبی که میگویند شب نزول رحمت الهی است،میگویند شب نزول ملائکة الله فی الرض است تا از برای مقدر ساختن تقدیر یک ساله ی ما برنامه ای تدوین سازند،میگویند بالاتر از هزاران شب است میگویند ادراک هیچ بنی بشری به آن نمیرسد،میگویند سلام و درودی است برای مومنان حقیقی و غیر حقیقی،اصلا در این شب مومن و کافر وجودی ندارند ،همه در این شب دست به اسمان بلند میکنند،قرآن بر سر میگیرند و فریاد" بک یا الله" سر میدهند ، من امشب حال بیرون رفتن ندارم،همینجا میشینم و قرآن سرمیگیرم،اصلا فکر نمیکنم که برای خدا فرقی کنه که کجا هستی و صداش میزنی.

امروز تو زیر نویس شبکه ی دو یک جمله ی جالب نوشته بود:"امشب علی با ضربه ی ابن ملجم متولد شد و برای همیشه علی ماند".خدا کنه که امشب ما هم دوباره متولد شویم ولی اینبار از میان دست هایی که به سویش برای آمرزش بلند میکنیم.

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:26  توسط محمد  | 
 

عجیب است،گذر زمان برایم در این روزها همانند صدم ثانیه شمار یک کرنومتر میگذرد و عجیبتر اینکه هر روز سکون بیشتری در خود احساس میکنم و خود را بلاتکلیفتر میبینم.

خود را معلق در هوا میبینم که نه تاب افتادن دارم و نه توان خود بالا کشیدن را،5 تیر ماه در کنکور آزمون سراسری شرکت کردم بدون آنکه هیچ خوانده باشم؛در کنکور آزاد هم ثبت نام کردم ولی امتحانش را ندادم بخیال اینکه عاشق فلسفه ام و میخوانم برای سال بعد تا اینکه در کنکور علوم انسانی ثبت نام کنم و قبول شم در فلسفه ی دانشگاه تهران !!!

افسوس که دیگر نه از آن علاقه خبری هست و نه از آن حوصله و نه از آن . . .

حالا که فکر میکنم میبینم 2 ماه از وقتی که میتوانست برای من با ارزش باشد به بطالت محض گذشت،از طرفی در یک شرکت تجاری کوچک پیشنهاد کاری به من شده که آنرا قبول کردم و با اجازه ی شما از شنبه مشغول به کار شدم و لی هنوز هم بلاتکلیفی ام را احساس میکنم.

درس،دانشگاه،کار یا دسته آخرخدمت مقدس سربازی؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 21:26  توسط محمد  | 
 

تو این وانفسا فلسفه شده اسباب خنده ی یه عده ای، خنده دار هم هست ،ای بابا اصلا ما رو چه به فلسفه ،مارو چه به فلسفیدن، قرن ۲۱ فیلسوف میخواد چه کار؟به کسی ربطی نداره روح مجردی وجود داره یا نه یا اصلا اون دنیایی هست یا نه، اینا همش یک مشت خزعبلات برای ایرانی قرن ۲۱ محسوب میشه .

قیمت نون باگت دو برابر میشه مگه با حقوق معلمی فلسفی میشه دیگه اونو خرید، خوندن فلسفه ی ملا صدرا و کانت و هگل برای کی نون و آب شده که برای ما بشه ؟برو به فکر نون باش خربزه آبه ،یه دفعه هوی و هوس اومد سراغت خواستی فلسفه بنویسی به کسی نگی میخوایی اینکارو بکنی بهت میخندن، اینجا ماشا الله همه یه پا فیلسوفن برات فلسفه ای میبافن که اون سرش ناپیدا.

آره خوب فهمیدی وضعیت فلسفه تو ایران خیلی اسفناکه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 15:4  توسط محمد  | 
 

این روزها بحث داغ رسانه های داخلی اعم از خبر گزاری ها و روزنامه های حامی دولت و حتی رسانه های حامی جناح های موسوم به اصلاح طلب پیرامون آن بخش از سخنرانی های آقای صانعی است(البته هر یک از جناح های مطرح کشور بذل و بخششی در القای پیشوند آیت الله به مرجع مورد نظر داشته اند) که به ظاهر لفظ زشتی را در مورد آقای احمدی نژاد به کار برده که رسانه های به شدت حامی دولت آنرا به مثابه  نزول شان روحانیت و مرجعیت در کشور دانسته اند.

پیرامون این ماجرا نکاتی است که بنظر من انتقاداتی را  میتوان روانه ی ارگانهای حامی یکی از دوجناح مطرح کشور داشت،من جمله:خبر گزاری های حامی دولت که شاخصترین آنها پیرامون موضع گیری  در مورد سخنان آقای صانعی(حامیان دولت بخوانند شیخ صانعی و مخالفان  بخوانند آیت الله صانعی) رجا نیوز میباشد(روزنامه های اصلاح طلب آنرا نسخه ی مجازی کیهان میدانند) هفته ی گذشته دو جزء از سخنرانی ها آقای مصباح یزدی در مورد لزوم تبعیت از رییس جمهور به واسطه ی دریافت حکم از ولی فقیه را روی خروجی خود قرار داده بود تا به نحوی سوء تعبیر از سخنان آقای مصباح نشود،سوال ما اینجا از خبرگزاری رجا این است چرا رفتارهای تبعیض آمیز در مورد سخنان روحانیون را در دستور کار خود قرار داده و لازم است بجای فحاشی به یک مرجع تقلید سخنان کامل آقای صانعی را در خبرگزاری خود قرار دهند تا به نحوی رسالت خود را که روشن کردن افکار عمومی است به نحو احسن به انجام برسانند.

 عکس از:todayiniran.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 16:30  توسط محمد  | 
 

 

در قالب عرصه ی سیاست تنها راه بررسی عملکرد سیاسیون،تجزیه و تحلیل در کنار نقد مکانیزم عمل آنهاست که پرده از رویکرد آنها در قبال مسائل روز داخل و خارج بر میدارد.

بر اساس موازین دینی و اعتقادی،ما مسلمانان به دوره ای اعتقاد داریم که از آن دوره به نام آخرالزمان یاد میکنیم که بنا به گفته ی پیشوایان ما یکی از ویژگی های آن در آمیخته شدن حق و باطل است،بنابراین برای پیشگیری از این مقوله بایستی عملکرد دولتمردان را بر معیارهای حق و باطل عرضه داشت تا میزان انطباق آنها را با ارزشهای اصیل اسلامی بررسی کرد،چون بنا به گفته ی شهید مدرس:«سیاست ما عین دیانت ماست».

در این زمینه نگارنده ی این سطور قصد دارد عملکرد آقای احمدی نژاد را از منظر اسلامی(چرا که وی عملکرد خود را در قالب اسلامیت نظام و در زیر لوای ولایت فقیه میداند)بررسی کند.

جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد بیش از سایر کاندیداهای ریاست جمهوری بر طبل اسلام میکوبد و داعیه ی عمل بر اساس موازین اسلامی را دارد،وی در سال 84 با شعار عدالت محوری و مبارزه با مفاسد که شاید یکی از کلیدی ترین شعارهای اسلام میباشد پا به عرصه ی انتخابات نهادو همیشه آغاز سخنرانی خود را با دعای:«اللهم عجل لولیک الفرج والعافیت و النصر و . . .» شروع میکرد،شاید یکی از دلائل اختلاف فاحش آرای  آقای احمدی نژاد با سایر نامزدها این باشد که بیشتر مردم بر اساس دلائل ارزشی به وی رای دادند تا به دلائل معیشتی و اقتصادی.

در همان ابتدای دوره ی اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد شایعه ای بر سر زبانها افتاد که وی و اعضای کابینه یک ظرف غذای اضافی را روی میز برای امام زمان(عج)میگذاشتند.

شایعه ی دیگری که از ارتباطات ماورائی آقای رئیس جمهور پرده بر میداشت ماجرای معروف هاله ی نور است که البته آقای احمدی نژاد هر دو آنها را تکذیب کرد،البته نمیتوان این موارد را برای رئیس جمهور جزء امتیازات منفی در نظر گرفت آنچه بیشتر مد نظر من است مناظره های تلوزیونی قبل از انتخابات است ،جایی که وی به صراحت یکی از ارکان نظام اسلامی[یا شاید هم حکومت اسلامی] را مورد هجوم حملات انتقادی خود قرار دادو به وی تهمت فساد[اقتصادی] را زد.آیا تهمت و افترا زدن به کسی خاص و عام او را میشناسند و چه شکنجه هایی که برای به ثمر نشستن این انقلاب نکشیده؛آن هم بدون ارائه ی هیچ دلیل و مدرک جزء مبانی اصیل اسلامیست؟آیا ارائه ی آمارهایی برای دور زدن افکار عمومی جزء مبانی اصیل اسلامیست؟آیا ضرب و شتم دختران و پسران بیگناه تنها برای اینکه اعتراضی دارند جزء مبانی اصیل اسلامیست؟آیا هجوم بردن به خوابگاه دانشجویان و به خاک و خون کشیدن آنها جزء مبانی اصیل اسلامیست؟

آقای احمدی نژاد باید بداند که رئیس جمهور کشوری است که شعار دین و سیاست را یکجا سر میدهند به سکولاریزه کردن جامعه اعتقادی ندارند ولی عملکرد او موجب بدبینی افکار عمومی داخل و خارج کشور به ماهیت اسلام میشود و در اینجا تنها ضرر را اسلام متحمل میشود.

اینها مواردی است که عمل به اسلامیت نظام  رئیس جمهور را زیر سوال میبرد و آن را در هاله ای از ابهام قرار خواهد داد.

اما جدای از این مباحث حتی ولایت مداری شخص رئیس جمهور را در سایه ی اطاعت وی  از ولایت فقیه را نیز در این برهه نمیتوان دید،جایی که آقای خامنه ای برای برکناری آقای رحیم مشایی با اینکه نامه ی خود را ظاهرا به مجلس ارائه کرده بود و آقای ابوترابی نائب رئیس مجلس خبر از وصول چنین نامه ای را گزارش کرده بود باز هم آقای احمدی نژاد آنرا انکار کرد تا آنجا که آقای خامنه ای مجبور شدند این نامه را رسانه ای کنند که تاریخ آن نامه  مهر تایید بر این گفته است.

ای کاش وزارت کشور آقای احمدی نژاد مجوز چند راهپیمایی اعتراض آمیز را به معترضان به نتیجه ی انتخابات میداد و معترضان توسط لباس شخصی ها(که یقینا بسیجی واقعی نیستند که بسیجی واقعی دست بر روی ناموس این مردم بلند نمیکند)زیر باتوم له نمیشدند،آنوقت شاید آقای احمدی نژاد مقبولیتی را نیز نزد مخالفان و منتقدان خود بدست می آورد.

متاسفانه نظام جمهوری اسلامی ایران بر اساس اصل جامعه شناسی تبدیل موومان به انستیتوسیون که بر اساس جنبش و حرکت انقلابی مردم ایران شکل گرفت و به بار نشست اکنون به نهادی تبدیل شده که جز به ثبات خود نمی اندیشد و فریاد هر گونه اعتراض را در گلو خفه میکند .

رسالت ما در به نقد کشیدن آقای احمدی نژاد فقط ذکر کاستی های او نیست بلکه امیدواریم وی با روحیه ی تلاشگر و خستگی ناپذیر خود رضایت تمامی مردم ایران را به دست  بیاورد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 14:39  توسط محمد  | 
 

چندی پیش مطلبی در رابطه با وجه اشتراک اسلام با جریان سیاسی-اجتماعی مارکس نوشتم که سعی کردم در ان مقاله یک وجه اشتراکی میان اسلام که یک دین الهی است با جریان مارکسیسم به خواننده ی گرامی بدهم؛

اسلام یک دین الهی و مانیفیست باخصوصیاتی منحصر به به آن است حال آنکه مارکسیسم یک جریان سیاسی مادی است که به تمام ابعاد زندگی انسان به طور مادی گرایانه نظر میکند؛

بنابر این انطباق کامل آن با مارکسیسم غیر عقلانی ودر ابعاد کلی به هیچ وجه ممکن نیست.مطالبی که در آن مقاله ذکر شد چیزی جز سوالات اینجانب در مورد انطباق این دو ایدئولوژی نبود و قطعا پاسخی برای آن هست که عدم انطباق آن دو را روشن میسازد .

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 17:4  توسط محمد  | 
 

آدمی را همچون کشتی غول پیکری شناور در اقیانوسی مواج و خشمگین همراه با صاعقه های برق آسا در میان سیل امواج خروشان میبینم که گاه این صاعقه ها و امواج آرام میگیرند و گاه بی رحمانه تازیانه میزنند،اما این کشتی غول پیکر سالهاست که در تند باد حوادث روزگار و سختی و مشقت های بی رحمانه ی آن همچنان همچون اسبی میتازد و تاریخ این جهان را میسازد،جهانی که زندگی او را میسازد،زندگی که سیر تکاملی آدمی را ساخته و میسازد،

عده ای آنرا همچون دایره ای میدانند که نه آغازی را داراست و نه پایانی عده ای هم آنرا معلول قدرت خالق ازلی و ابدی میدانند که انسان را از روح خود لبریز ساخته و در ساحت جمال او نقش و نگار عبادت را حک کرده؛

آری عبادت را زینت بخش مخلوق خود قرار داد که همان راه رسیدن به تعالی است . . .

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 14:4  توسط محمد  | 
 

ستاره ی عبادت و اطاعت،بسط دهنده ی خیر و سعادت

ابیار نهال عدالت،راهبر راه ولایت،وارث خون شهادت منجی عالم بشریت،کاشف سر دو عالم  باعث ایجاد دو عالم

در دست اوست سیف ذوالفقار      بر دوش اوست ایجاد قرار

مهدی جان سال ها ز عشقت نالیدیم و گفتیم :«شاید این جمعه بیاید ، شاید . . .»

 نيمه شعبان، ميلاد قائم آل محمد عجل الله تعالي فرجه الشريف

 

خیابان های چراغانی شده ،کوچه های ریسه بندی شده با چراغهای رنگارنگ و جنب و جوش بچه های محل و ایستگاه های صلواتی چای و شربت،همه ی اینها خبر از فرا رسیدن نیمه ی شعبان میدهد.نیمه ی ماهی که یگانه منجی عالم بشریت از مادری که به هیچ وجه نشانی از وضع حمل نداشت متولد شد و مژده ی بسط عدل و داد را به تمامی جهانیان بشارت داد.

آری کودکی که تولدش هم عین معجزه بود،پانزدهم این ماه کودکی متولد شد که در سن پنج سالگی هدایت یگانه مکتب سعادت را به دست گرفت و راهنما و دستگیر تمامی مردم جهان شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 13:12  توسط محمد  |